به دنبال رهایی

دنبال رهایی می کشتم . . .

که هاتفی ندا داد !!!!!!!!!!!!!

که او هم بدنبال توست

گفتم :پس چرا او را نمی یابم؟

گفت : هر چه بگردی بیشتر گم می شود

گفتم :چه کنم به رهایی نیاز دارم

گفت

آرام باش و بی تعلق

در سکوت باش و بی تفرق

گفت : اگر این گونه باشی

او تو را می یابد

نیازی نیست به دنبال او بگردی .

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
PHONIX

. . . نگاه میکنی و ماه هرچه که دارد رو میکند گوش میدهی و قناری ها خودکشی میکنند و عشق که می ورزی خدا برای خود کف می زند ...

مریمی

سلام ممنون از حضورتون شمام وبلاگ خوبی دارید بازم سر بزنین ممنون از نوشته ی خوبتون[گل]

ستاره

ممنونم از حضورتون ... [گل]

mahsa&alireza

سلام دوست خوبم وب زیبایی داری متن قشنگی بود[قلب] من آپم خوشحال میشم اگه به من سربزنی ونظرتودرمورد وبم بگی[گل] اگه باتبادل لینک موافقی منوبه اسم زندگی...دفتر خاطره ها لینک کن وبگوشما روباچه اسمی لینک کنم[چشمک][قلب]

ذکریا

رنج و دوری، یاد خوبان کار ماست یک پیام هم حکم یک دیدار ماست این نفس فردا نمی آید به دست پس به شادی بگذرانش تا که هست ایام به کام [گل]

رفیق

طَـــلَـــب دارَم از زِندگی, تـــمـــامِ آرامِـــشَـــم را مَــــــرگ که دیگَـــر حَقَـــم بـــود ... ممنون که اومدی. لینکت کردم بلینک!

ليلى

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد، زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز.  شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید . نلسون ماندلا

...

به روز هستم[گل]

ذکریا

وقتی خرتان از پل مراد گذشت سینه کش آفتاب ثی خیالی لم ندهید که آسمان همیشه آفتابی نیست ایام به کام[گل]

کلبه شعر

بی دلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دید و از دور خدایا میکرد