پیش به سوی نامیرایی

چه کسی می تواند بفهمد بیانش کمی مشکل است

در کلام نمی گنجد لاجرم باید کوچکش کرد تا قابل بیان باشد

همه خواهند مرد حتی انسان عاشق

حتی انسان بخشنده

حتی انسان خوب

پس چه چیزی میرا نیست

چه چیزی از دست نمی رود

چه چیزی می ماند

و این عشق است که می ماند نه انسان عاشق

و این بخشش است که می ماند نه انسان بخشنده

و این خوبی است که می ماند نه انسان خوب

پس اگر می خواهی نامیرا باشی

باید

عین عشق شوی

عین بخشش

عین خوبی

/ 7 نظر / 5 بازدید
یه عاشق

دائم از این همه آزار دلم می گیرد دیگر از واژه "دیدار" دلم می گیرد کاش می شد که کمی پنجره می دیدیم ، گاه دارد از این همه دیوار دلم می گیرد گرچه من نام تو را ورد زبانم کردم باز هم بین دو تکرار دلم می گیرد آسمان ، حال و هوای دل تو ابری نیست من که هر ثانیه صد بار دلم می گیرد دوست دارم که تو نشنیده بگیری ، امّــــــــا دارد از دست تو انگار دلم می گیرد ....

متن خوب و روح افزاست. دلگرم میکند. موفق باشید :)

هادی

چه خوبه این جوری باشی ولی ما اینکارا رو ...

سامان

ممنون که اومدی وبلاگم.... [گل]

سامان

ممنون که اومدی وبلاگم.... [گل]

فاطمه

عالی بود. دقیقا همینطوره...