سخنی از دانایی

رنج و اندوه بسیار هنگامی پدید می آیند که

هر فکری را که به سرت می آید، واقعیت می پنداری.

شرایط تو را اندوهگین نمی کنند.

ممکن است آنها تو را دچار درد جسمانی کنند،

اما غم زده ات نمی کنند.

افکارت تو را غمگین می کنند.

تفسیرهایت، داستانهایی که به خودت می گویی،

تو را اندوهگین می کنند.

هنگامی که متوجه شوی:

(( فکرهای کنونی ام مرا اندوهگین می کنند. ))

از یکی بودن ناآگاهانه با آن افکار بیرون می آیی.

 

اکهارت تله

/ 5 نظر / 11 بازدید
ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ

.میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار ... ... به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است وبتون خیلی زیباست قالب و مطالبش هم همینطور ممنون میشم به من هم بسری لطفت زیاد[گل][گل][گل]

شعیب

سلام داستــــــــان هستـــــــــــــــه خـــرما:نشسته بودند دور هم خرما مي خوردندهسته خرمايش را يواشکي ميگذاشت جلوي علي عليه السلام بعد از مدتي گفت: پرخور کسي است که هسته ي خرماي بيشتري جلويش باشدهمه نگاه کردندجلوي علي عليه السلام از همه بيشتر بودعلي عليه السلام گفت ولي من فکر مي کنم پرخور کسي است که خرماهايش را با هسته خورده جلوي پيامبر هسته خرمايي نبودهمــه خنـــــديدند

عباس

سلام دوست عزیز ، مطالب زیباتون سرشار از زندگیه امیدوارم موفق باشید

m.rad

سلام.خیلی عای بود.ممنون[گل]