/ 6 نظر / 3 بازدید
ذکریا

غنیمت دان چو می دانی که هر روز * ز عمر مانده روزی می شود کم ایام به کام[گل]

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] من اگر فکر کنم همیشه برنده ام با اولین شکست همیشه بازنده خواهم ماند. شکست پذیرفتنی نوعی برد است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز

ذکریا

هرگز به خاطر دیگران اصالت خود را تغییر ندهید، چون هیچ کس بهتر از شما نمی تواند نقش شما را بازی کند، پس خودتان باشید شما بهترینید ایام به کام[گل]

ذکریا

هرگز به خاطر دیگران اصالت خود را تغییر ندهید، چون هیچ کس بهتر از شما نمی تواند نقش شما را بازی کند، پس خودتان باشید شما بهترینید ایام به کام[گل]

سارا

این روزا چقدر دلم میخواد بشینم با یکی ساعتها درد و دل کنم و … بعدش نگم : کاش بهش نمیگفتم

سارا

اینجا زمین است، ساعت ب وقت انسانیت خواب است، دل؛ عجب موجود سخت جانی ، هزار بار تنگ می شود ، میشکند، میسوزد ، میمیرد، اما باز می تپد برای دوست... ب سلامتی ادمایی ک نارفیقی دیدن اما رفاقت کردن[هورا]