ناشناختنی

ذهن و عقل و عشق همسفرانند

همسفران دیار حق . . .

اما هر کدام تا جایی همراهی می کنند

ذهن تا جایی عقل تا جایی عشق تا جایی

عشق جایی می رساند که

اگر عقل بیاید بال و پرش می سوزد

عقل جایی می رود که

ذهن می ترسد پا در آنجا بگذارد

و دست آخر تو می مانی و تو

و ورود به قلمرو ناشناختنی

ناشناختنی که هیچ وقت شناخته نمی شود

تو فقط می توانی

تجربه اش کنی

می توانی تو هم مثل او ناشناختنی شوی

آری خدا ناشناختنی است که

هیچ گاه شناخته نمی شود .

/ 4 نظر / 7 بازدید
امیر

سلام وبم به روزه. خوشحال میشم بهم سر بزنی راستی مطلبت هم زیبا بود ;)

آسمان

دوستی عقل و عشق چه زیباست. فقط گاهی از فشار.. قلب به درد میاد..

آبجی

[گل][گل][لبخند]

فريبا

سلام خيلى خوب بود عيدتم مبارك داداشى