حسین فریاد می زند

حسین فریاد میزند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

و من درحالیکه نمازم قضا شده است میگویم :

لبیک یا حسین!  لبیک ...

حسین نگاه میکند و لبخندی میزند

و به سمت دشمن تاخت میکند ...

و من باز میگویم : لبیک یا حسین! لبیک ...

حسین شمشیر میخورد

و من سر مادرم فریاد میزنم و میگویم :

لبیک یا حسین! لبیک ...

حسین سنگ میخورد

و من در مجلس غیبت میگویم : لبیک یا حسین! لبیک ...

حسین از اسب به زمین می افتد و عرش به لرزه در می آید

و من در پس نگاه های حرامم میگویم : لبیک یا حسین! لبیک ...

حسین رمق ندارد و باز فریاد میزند : "هل من ناصر ینصرنی؟"


من محتاطانه دروغ میگویم و باز فریاد میزنم :

لبیک یا حسین! لبیک ...

حسین سینه اش سنگین شده است

کسی روی سینه اش است ،

حسین به من نگاه میکند و میگوید : یاریم کن ...

و من باز فریاد میزنم : لبیک ...

خورشید غروب میکند

و من میگویم :

اللهم عجل لولیک الفرج ...

/ 5 نظر / 14 بازدید
چشمه

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش که در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد سلام دوست خوبم. عزاداریهات قبول باشه. برات کربلا نصیبت بشه ان شاءالله. التماس دعا..........[گل][گل]

آسمان

حقیقت تلخی رو به زیبایی به تصویر کشیدید.امیدوارم به لطف خدا از یارکنندگان واقعی مولامون حسین بن علی.ع. و حضرت مهدی.ع. باشیم.[گل]

رزیتا محمدی

دقیقا چیزی که داشتیم مراقبش نبودیم وحالا از خدا میخوایم دوباره بهمون بدتش که چی؟بازم به کشتن بدیمش؟[عصبانی] هنوز خیلی مونده تا آدم شیم اول باید زندگی خود مون وبچه هامونو درست کنیم وبعد مسئولیت به گردن بگیریم ما بی مسئولیتیم دست بی مسئولیت نعمت نمیدن