عشق صادق

روزی سه عارف بزرگ ،
حسن بصری ، مالک دینار و شفیق بلخی
به دیدن رابعه عدویه که بیمار بود رفتند .

حسن بصری گفت :
هیچکس در عشق خود نسبت به خداوند صادق نیست ...
مگر اینکه ضربه های خدای خود را با شکیبایی تحمل کند .

رابعه گفت : ازین گفته بوی منیت میاید .
شفیق بلخی گفت : هیچکس در دعوی خویش صادق نیست
مگر اینکه در مقابل ضربه های خداوند شکر به جای آورد .

رابعه گفت : بهتر ازین باید گفت این سخن هنوز بوی منیت میدهد .
مالک دینار گفت : در دعوی خود صادق نیست
هر که از ضربه های دوست خویش لذت نبرد .

رابعه گفت : خوب است اما بهتر ازین باید گفت
هنوز سایه ضعیفی از منیت در آن نهفته است .
همه گفتند اکنون تو خود بگو .

او گفت : هیچکس در دعوی خویش صادق نیست
اگر با مشاهده محبوب خویش رنج و درد خود را فراموش نکند ...

/ 2 نظر / 21 بازدید
شعیب فرامرزی

سلام عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا