چه غافلیم من !!!!

ای کاش من هم پیغامبری را می دیدم

شاید هر کسی آرزوی دیدن پیغامبری را داشته باشد

قدم زنان در همین افکار بودم که باد وزیدن گرفت

ابتدا نسیم بود و بعد طوفانی شد

آسمان ابری شد باران گرفت

نم نم باران خیسم کرد

باران که تمام شد صدای آوازپرندگان به گوش می رسید

آری باد و باران و پرنده همه پیغامبری از جانب او بودند

و من باز هم در فکر دیدن پیغامبری آه می کشیدم

راستی چه غافلیم من !

/ 3 نظر / 8 بازدید
آسمان

حتی این قلبی که در سینه ام می تپد آیۀ روشن حضور پیامبری همیشه همراه است.[گل]

m.rad

خیلی زیبانوشتید.مطمئنا همین طوره...سپاس[گل]

عبد کمترین خدا

ای کاش میشد مثل حضرت موسی در اون سیاهی های بیابان یک نوری هر چند کوچک ببینیم و خدا را پیدا کنیم